هر کسی با چفیه یا روسری به هر نیتی بر سنگ قبر آن شهید می کشید.
دستم را بر روی آن سنگ کشیدم. خیس بود. دستم را بوئیدم.بویی خوشتر از گلاب گرفته بود.
ای شهید ای سید بزرگوار در این دنیا چه کردی که انقدر خوشبو هستی؟

دریافت موزه مجازی از افلاک تا افلاک
شهید سید فخرالدین رحیمی

مقداری از قابلیت ها در این نسخه کم شده تا در اختیار شما عزیزان قرار بگیره و شما تنها فیلم
ایشان در حضور مردم و اولین موسیقی متن رو خواهید داشت.
نسخه اصلی این موزه مجازی را می توانید از بنیاد شهید تهیه کنید.
حجم حدود 43 مگابایت با لینک دانلود مستقیم
جان را،
امانت خدا
نزد خود میدانست
و اصرار داشت تا
امانت را زودتر
به دست صاحبش برساند

منبع :مجله خانواده
ببخشید آقا! بیمارستان میلاد از کدوم طرفه؟
بزرگراه همت و میری جلو نرسیده به پل چمران برج میلاد و می بینی.
ممنون.
اگر بزرگراه ها برای زنده نگه داشتن یاد شهیدان نامگذاری میشه پس چرا یادمون میره کلمه
شهید و قبلش بگیم...

برای اولین بار در ایران موزه مجازی شهدا به صورت سه بعدی
قسمت های مختلف موزه را به روایت تصویر میبینیم.
به هنگام اجرا کلیپی از شهید بزرگوار پخش می شود.

ادامه مطلب...
و این را هم شنیده اید که گل لاله مظهر شهید است؟
آفتاب در حال غروب بود و به ساحل نمای زیبایی داده بود.
دخترکوچولو که دلتنگ پدرش بود کنار ساحل ایستاده، غروب آفتاب را تماشا می کرد.
اما در زیر آب غوغایی دیگر بود. چندتا ماهی کوچک و بزرگ آمدند و کنار هم جمع شدند.
اتحاد ماهی ها چه شکل زیبایی به خود گرفته بود.
دختر کوچولو با کمی دقت متوجه شد که ماهی ها نمایی از گل لاله را به صورت خوابیده به
نمایش گذاشته اند. چه صحنه قشنگی بود.
دختر کوچولو با خودش گفت: این ماهی ها میخواهند به من بگویند که شهیدان زنده اند
و شاید پدر الان کنار من ایستاده است و من از آن بی خبرم.
دخترکوچولو دیگر دلتنگ پدر نبود.

و ما کجا و تو ای با صفا کجا بودی
تو از نخست شهیدی میان ما بودی
تو از نخست صدایت: جنس خاک بود
نمی شنید صدا را کسی که پاک نبود

برگرفته از زندگینامه شهید جعفری
شام غریبان بود. بار اول بود به مزار شهدای گمنام دعوت شدم.غروب بود و هوا رو به
تاریکی می رفت. شمع هایی بر سر مزار شهدای گمنام و فانوس هایی بر مزار سرداران
بی پلاک روشن بود. این شهدای عزیز چقدر غریب بودند.
با تمام این وجود حس تنهایی و ترس در این تاریکی شب بهم دست نداد.با شهدا بودن چقدر
حس غریب و قشنگی بود.سالی یکبار مزار این عزیزان با شمع منور می شود.
اگر خانواده های شما میدانستند اینجا خوابیده اید آیا باز هم اینقدر غریب بودید؟

ادامه مطلب...
تدوين سرگذشت شهيد مصطفي چمران، "از كاليفرنيا تا دهلاويه"
علي موسوينژادسوق، از انتشار جلد اول "دانشنامه شاهدان بزم الست" با عنوان "از فلوريدا تا
فتحالمبين"، درباره شهيد هدايتالله طيب و توسط نشر شاهد خبر داد و گفت: مشغول تدوين
جلد دوم اين مجموعه درباره شهيد مصطفي چمران و با عنوان "از كاليفرنيا تا دهلاويه" هستم.

ادامه مطلب...
گذشتی و پشت سرت آب چشم پاشیدم
شکاف پنجره را یک نظر که پاییدم
تو رفته ای و برایت همیشه دلتنگم
...وکاش که اصلا تو را نمی دیدم

منبع:مجله خانواده
